داستان کانون ما
میخوام داستان ساختمان کانون فرهنگی نورالائمه شمیل رو براتون بگم. خوب از کجا شروع کنم آها فهمیدم. این ساختمون در واقع یادگار محمد رضا شاه قاجار در روستای شمیل بندرعباسه .محمد رضا شاه چون به نظافت خیلی اهمیت می داده یه ساختمون رو با زیر بنای تقریبی ۳۰۰متر مربع در سال ۱۳۴۴ به عنوان حمام عمومی جهت استحمام مردم این منطقه میسازه .این ساختمون دارای سه تا اتاق بزرگ کاشی کاری شده بود که مردم در اون استحمام میکردند . البته هفته ای یکی دوبار باز بوده .جالب تر اینکه تویه این ساختمون به رسم مردم جنوب که داماد رو برای استحمام به جوی آب یا رودخونه میبردند به جای با کلاستر یعنی حموم عمومی میبردند (یعنی کانون ما) بالای این حموم چهار تا نورگیر و یک حوض بزرگ بود که آب رو از طریق لوله ها به حموم میرسوند. که هنوز هم این حوض هست .
تا اینکه یه اتفاق عجیبی می افته
خدا میدونه میگن بعضی ها اونجا ترسیدن
(البته تورو خدابچه های کانون نفهمنا
دورو ورم خلوت میشه
میگن چند نفر جن زده شدند تویه حموم من که الان از توحموم براتون مطلب مینویسم (کانون) خیلی میترسم
تا اینکه بالاخره با این حرف و حدیثا حموم عمومی تعطیل میشه . چند سالی هم انبار سموم مالاریا میشه.تا اینکه یهو بچه ها تصمیم میگیرند کارای فرهنگیشونو سروسامون بدن و کانون تاسیس کنند . با این وجود عملیات پاک سازی حموم شروع شد ودر سال ۱۳۷۵در شب میلاد امام زمان این کانون با اسم سابق صاحب الزمان در زمان مرحوم مقیسه افتتاح شد . امکانات کانون اون زمون میزو قفسه و صندلی و مقداری کتاب بود . من اون موقع یازده سالم بود و عضو کانون بودم.
دوازده سال بعد
الان من ۲۳سال دارم و مسئول کانون هستم .مسئول دبیرخونه کانونهای مساجد حجت الاسلام سید علی موسوی وتجهیزات ما از میزو صندلی به کامپیوتر . چاپگر . فاکس .قفسه ومیزوکتاب. کولرگازی .دسترسی به اینترنت وساخت وبلاگ فرهنگی ودوربین عکاسی دیجیتال افزایش پیدا کرده که خدا کنه بیشتر هم بشه . خدا به همه اونایی که تویه دبیر خونه زحمت میکشن خیر بده
نتیجه گیری: ۱- محمد رضا شاه میدونست این مکان به دست فرزندان انقلاب می افته پس به بهانه حموم کانون ساخت. ۲- دبیرخونه و ما باید ازجنها ممنون باشیم که این ساختمونو از مردم گرفتند. ۳- این ساختمون عمرشو کرده ۴۳سالشه شاید همین روزا.... ۴- هیچی
نوشته شده توسط داوود تني پور در سه شنبه هفتم آبان 1387 و ساعت 7:49