تبليغاتX
كانون فرهنگي هنري نورالائمه شميل ::
كانون فرهنگي هنري نورالائمه شميل
برگزاری مراسم لیالی قدر  

مراسم شب قدر در مسجد انصارالحجه شمیل برگزار شد .

مراسم شب نوزدهم وشب ضربت حضرت علی (ع) با دعای جوشن کبیر و مراسم قران به سر در این مسجد برگزار شد .

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(‏3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)

بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مكانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد.

این معنا از روایات استفاده مى‏شود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(‏3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)

بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مكانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد.

این معنا از روایات استفاده مى‏شود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)

در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»

بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى و آثار و ویژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت‏ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالب‏گیرى شده‏اند. (8)

اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثه‏اى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.

(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودى‏اش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)

اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شكل مى‏دهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مى‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى‏دهد كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مى‏شود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ویژگى‏هاى وجودى‏اش را مى‏سازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مى‏شود.

در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»

بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى و آثار و ویژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت‏ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالب‏گیرى شده‏اند. (8)

اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثه‏اى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.

(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودى‏اش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)

اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شكل مى‏دهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مى‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى‏دهد كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مى‏شود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ویژگى‏هاى وجودى‏اش را مى‏سازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مى‏شود.

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در شنبه سی ام شهریور 1387 و ساعت 18:40
شعر یکی از عاشقان مولا تقدیم به وبلاگ کانون فرهنگی  


علی
امیر شیعیان ومومنان هستی علی
سرور و مولای سالکان هستی علی
پهلوان و پوریا و یلّ مردانی علی
همسر زهرا و نور مصطفایی یا علی
زاده کعبه و پاکی چون گهر
نام اعلی علی بر تو برازد یا علی
درغدیر خم تو گشتی جانشین
بر رسول و باب علمش یا علی
آن امیر ومرشدو اعلم تویی
آن علی عالی اولی تو هستی یاعلی
خار چشم ابن ملجم ها تویی
کوربادا چشم بد خواه و بداندیش یاعلی
برگ سبز شعرمن خاک رهت
تو پذیرا باش ژیلاهم فدایت یاعلی( سراینده-
ژیلاراسخ))


|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 و ساعت 16:55
حضرت علی  

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 10:47
راهیابی کانون فرهنگی هنری نورالائمه شمیل به مسابقات کشوری شعر گلدسته های سپید  

در جشنواره شعر گلدسته های سپید ویژه اعضای کانون های فرهنگی هنری مساجد. کانون فرهنگی هنری نورالائمه شمیل در رشته نثر ادبی با اثر خانم آزاده نصیری به اسم رویای صادقانه که در باب حضرت رضا (ع) نوشته شده بود به  مسابقات کشوری که در استان گلستان برگزار میشود .راه پیدا کرد . ضمن تبریک به خانم نصیری و اعضای کانون فرهنگی هنری نورالائمه شمیل موفقیت روز افزون جوانان این کانون را از خداوند متعال مسئلت داریم .

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 10:41
عکس به مناسبت بزرگداشت استاد شهریار  

 

 

در روز شعر و ادب فارسی کانون فرهنگی هنری نورالائمه شمیل . در مرحله استانی جشنواره گلدسته های سپید . که جهت شناسایی و پرورش استعداد های جوانان و نوجوانان عضو کانونهای مساجد برگزار میشود با سه اثر داود تنی پور و خانم آزاده نصیری در این جشنواره شرکت نمود . در این جشنواره اعضای کانون ها در سه رشته شعرنو ، شعرسنتی (کلاسیک) و نثر شاعرانه و با موضوعات مسجد مکان وحدت، امام رضا(ع) ، سی امین سال پیروزی انقلاب و کتاب با یکدیگر به رقابت خواهند پرداخت.
در این مراسم که امروز چهارشنبه در فرهنگسرای طوبی در بندر عباس برگزار میشود نفرات برتر معرفی وبه مسابقات سراسری که آبان ماه در استان گلستان برگزار میشود اعزام میشوند .

 

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 9:30
روز شعر وادب فارسی  

روز شعر و ادب فارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار

بـيو گـرافـي استاد شهـريار  

به قـلم جـناب آقاي زاهـدي دوست استاد

اصولاً شرح حال و خاطرات زندگي شهـريار در خلال اشعـارش خوانده مي شود و هـر نوع تـفسير و تعـبـيـري کـه در آن اشعـار بـشود به افسانه زندگي او نزديک است و حقـيـقـتاً حيف است که آن خاطرات از پـرده رؤيا و افسانه خارج شود. 

گو اينکه اگـر شأن نزول و عـلت پـيـدايش هـر يک از اشعـار شهـريار نوشـته شود در نظر خيلي از مردم ارزش هـر قـطعـه شايد ده برابر بالا برود، ولي با وجود اين دلالت شعـر را نـبايد محـدود کرد.

شهـريار يک عشق اولي آتـشين دارد که خود آن را عشق مجاز ناميده. در اين کوره است که شهـريار گـداخـته و تصـويه مي شود. غالـب غـزلهـاي سوزناک او، که به ذائـقـه عـمـوم خوش آيـنـد است، يادگـار اين دوره است. اين عـشـق مـجاز اسـت کـه در قـصـيـده ( زفاف شاعر ) کـه شب عـروسي معـشوقه هـم هـست، با يک قوس صعـودي اوج گـرفـتـه، به عـشق عـرفاني و الهـي تـبديل مي شود. ولي به قـول خودش مـدتي اين عـشق مجاز به حال سکـرات بوده و حسن طبـيـعـت هـم مـدتهـا به هـمان صورت اولي براي او تجـلي کرده و شهـريار هـم با زبان اولي با او صحـبت کرده است. 

بعـد از عـشق اولي، شهـريار با هـمان دل سوخـته و دم آتـشين به تمام مظاهـر طبـيعـت عـشق مي ورزيده و مي توان گـفت که در اين مراحل مثـل مولانا، که شمس تـبريزي و صلاح الدين و حسام الدين را مظهـر حسن ازل قـرار داده، با دوستـان با ذوق و هـنرمـنـد خود نـرد عـشق مي بازد. بـيـشتر هـمين دوستان هـستـند که مخاطب شعـر و انگـيزهًَ احساسات او واقع مي شوند. از دوستان شهـريار مي تـوان مرحوم شهـيار، مرحوم استاد صبا، استاد نـيما، فـيروزکوهـي، تـفـضـلي، سايه و نگـارنده و چـند نـفر ديگـر را اسم بـرد. 

شرح عـشق طولاني و آتـشين شهـريار در غـزلهـاي ماه سفر کرده، توشهً سفـر، پـروانه در آتـش، غـوغاي غـروب و بوي پـيراهـن مشـروح است و زمان سخـتي آن عـشق در قـصيده پـرتـو پـايـنده بـيان شده است و غـزلهـاي يار قـديم، خـمار شـباب، ناله ناکامي، شاهـد پـنداري، شکـرين پـسته خاموش، تـوبـمان و دگـران و نالـه نوميـدي و غـروب نـيـشابور حالات شاعـر را در جـريان مخـتـلف آن عـشق حکـايت مي کـند و غـزلهـا يا اشعـار ديگـري شهـريار در ديوان خود از خاطرات آن عـشق دارد از قـبـيل حالا چـرا، دستم به دامانـت و غـيره که مطالعـهً آنهـا به خوانندگـان عـزيز نـشاط مي دهـد.

عـشقهـاي عارفانه شهـريار را مي توان در خلال غـزلهـاي انتـظار، جمع و تـفريق، وحشي شکـار، يوسف گـمگـشته، مسافرهـمدان، حراج عـشق، ساز صبا، و ناي شـبان و اشگ مريم، دو مرغ بـهـشتي و غـزلهـاي ملال محـبت، نسخه جادو، شاعـر افسانه و خيلي آثـار ديگـر مشاهـده کرد.  براي آن که سينماي عـشقي شهـريار را تـماشا کـنيد، کافي است که فـيلمهاي عـشقي او را که از دل پاک او تـراوش کرده در صفحات ديوان بـيابـيد و جلوي نور دقـيق چـشم و روشـني دل بگـذاريـد هـرچـه ملاحـضه کرديد هـمان است که شهـريار مي خواسته است. زبان شعـر شهـريار خـيلي ساده است. 

محـروميت و ناکامي هاي شهـريار در غـزلهـاي گوهـر فروش، ناکامي ها، جرس کاروان، ناله روح، مثـنوي شعـر، حکـمت، زفاف شاعـر و سرنوشت عـشق به زبان شهـريار بـيان شده است و محـتاج به بـيان من نـيست.

خيلي از خاطرات تـلخ و شيروين شهـريار از کودکي تا امروز در هـذيان دل، حيدر بابا، موميايي و افسانهً شب به نـظر مي رسد و با مطالعـه آنهـاخاطرات مزبور مشاهـده مي شود. 

شهـريار روشن بـين است و از اول زندگي به وسيله رویأ هـدايت مي شده است. دو خواب او که در بچـگي و اوايل جـواني ديده، معـروف است و ديگـران هـم نوشته اند.

اولي خوابي است که در سيزده سالگي موقعـي که با قـافله از تـبريز به سوي تهـران حرکت کرده بود، در اولين منزل بـين راه - قـريه باسمنج - ديده است؛ و شرح آن اين است که شهـريار در خواب مي بـيـند که بر روي قـلل کوهـها طبل بزرگي را مي کوبـند و صداي آن طبل در اطراف و جـوانب مي پـيچـد و به قدري صداي آن رعـد آساست که خودش نـيز وحشت مي کـند. اين خواب شهـريار را مي توان به شهـرتي که پـيدا کرده و بعـدها هـم بـيشتر خواهـد شد تعـبـير کرد. 

خواب دوم را شهـريار در 19 سالگـي مي بـيـند، و آن زماني است که عـشق اولي شهـريار دوران آخري خود را طي مي کـند و شرح خواب مجملا آن است که شهـريار مـشاهـده مي کـند در استـخر بهـجت آباد ( قـريه يي واقع در شمال تهـران که سابقاً آباد و با صفا و محـل گـردش اهـالي تهـران بود و در حال حاضر جزو شهـر شده است) با معـشوقعهً خود مشغـول شـنا است و غـفلتاً معـشوقه را مي بـيـند که به زير آب مي رود، و شهـريار هـم بدنبال او به زير آب رفـته، هـر چـه جسـتجو مي کـند، اثـري از معـشوقه نمي يابد؛ و در قعـر استخر سنگي به دست شهـريار مي افـتد که چـون روي آب مي آيد ملاحضه مي کـند که آن سنگ، گوهـر درخشاني است که دنـيا را چـون آفتاب روشن مي کند و مي شنود که از اطراف مي گويند گوهـر شب چـراغ را يافته است. اين خواب شهـريار هـم بـدين گـونه تعـبـير شد که معـشوقـه در مـدت نـزديکي از کف شهـريار رفت و در منظومهً ( زفاف شاعر ) شرح آن به زبان شهـريار به شعـر گـفـته شده است و در هـمان بهـجت آباد تحـول عـارفانه اي براي شهـريار دست مي دهـد که گـوهـر عـشق و عـرفان معـنوي را در نـتـيجه آن تحـول مي يابد.  

شعـر خواندن شهـريار طرز مخصوصي دارد - در موقع خواندن اشعـار قافـيه و ژست و آهـنگ صدا هـمراه موضوعـات تـغـيـير مي کـند و در مـواقـع حسـاس شعـري بغـض گـلوي او را گـرفـته و چـشـمانـش پـر از اشک مي شود و شـنونده را کاملا منـقـلب مـي کـند. 

شهـريار در موقعـي که شعـر مي گـويد به قـدري در تـخـيل و انديشه آن حالت فرو مي رود که از موقعـيت و جا و حال خود بي خـبر مي شود.  شرح زير نمونهً يکي از آن حالات است که نگـارنـده مشاهـده کرده است:  

هـنـگـامي که شهـريار با هـيچ کـس معـاشرت نمي کرد و در را به روي آشنا و بـيگـانه بـسته و در اطاقـش تـنـها به تخـيلات شاعـرانه خود سرگـرم بود، روزي سر زده بر او وارد شدم، ديـدم چـشـمهـا را بـسـته و دسـتـهـا را روي سر گـذارده و با حـالـتي آشـفـته مرتـباً به حـضرت عـلي عـليه السلام مـتوسل مي شود. او را تـکاني دادم و پـرسيدم اين چـه حال است که داري؟ شهـريار نفـسي عـميـق کشيده، با اضهـار قـدرداني گـفت مرا از غرق شدن و خـفگـي نجات دادي. گـفـتم مگـر ديوانه شده اي؟ انسان که در توي اطاق خشک و بي آب و غـرق و خفـه نمي شود. شهـريار کاغـذي را از جـلوي خود برداشتـه به دست من داد.  ديدم اشعـاري سروده است که جـزو افسانهً شب به نام سـنفوني دريا ملاحضه مي کـنـيد. 

شهـريار بجـز الهـام شعـر نمي گويد. اغـلب اتـفاق مي افـتد که مـدتـهـا مي گـذرد، و هـر چـه سعـي مي کـند حتي يک بـيت شعـر هـم نمي تـواند بگـويد.  ولي اتـفاق افـتاده که در يک شب که موهـبت الهـي به او روي آورده، اثـر زيـبا و مفصلي ساخته است. هـمين شاهـکار تخـت جـمشيد، کـه يکي از بزرگـترين آثار شهـريار است و با اينکه در حدود چـهـارصد بـيت شعـر است در دو سه جـلسه ساخـته و پـرداخـته شده است.

شهـريار داراي تـوکـلي غـيرقـابل وصف است، و اين حالت را من در او از بدو آشـنايي ديـده ام.  در آن موقع که بعـلت بحـرانهـاي عـشق از درس و مـدرسه (کـلاس آخر طب) هـم صرف نظر کرده و خرج تحـصيلي او بعـلت نارضايتي، از طرف پـدرش قـطع شده بود، گـاه مي شد که شهـريار خـيلي سخت در مضيقه قرار مي گـرفت. به من مي گـفت که امروز بايد خرج ما برسد و راهي را قـبلا تعـيـيـن مي کرد. در آن راه که مي رفـتـيم، به انـتهـاي آن نرسيده وجه خرج چـند روز شاعـر با مراجـعـهً يک يا دو ارباب رجوع مي رسيد.  با آنکه سالهـا است از آن ايام مي گـذرد، هـنوز من در حيرت آن پـيش آمدها هـستم. قابل توجه آن بود که ارباب رجوع براي کارهاي مخـتـلف به شهـريار مـراجـعـه مي کردند که گـاهـي به هـنر و حـرفـهً او هـيچ ارتـباطي نـداشت - شخـصي مراجـعـه مي کرد و براي سنگ قـبر پـدرش شعـري مي خواست يا ديگـري مراجـعـه مي کرد و براي امـر طـبي و عـيادت مـريض از شهـريار استـمداد مي جـست، از اينـهـا مهـمـتر مراجـعـهً اشخـاص براي گـرفـتن دعـا بود. 

خـدا شـناسي و معـرفـت شهـريار به خـدا و ديـن در غـزلهـاي جـلوه جانانه، مناجات، درس محـبت، ابـديـت، بال هـمت و عـشق، درکـوي حـيرت، قـصيده تـوحـيد ،راز و نـياز و شب و عـلي مـندرج است. 

عـلاقـه به آب و خـاک وطن را شهـريار در غـزل عيد خون و قصايد مهـمان شهـريور، آذربايـجان، شـيون شهـريور و بالاخره مثـنوي تخـت جـمشـيد به زبان شعـر بـيان کرده است.  الـبـته با مطالعه اين آثـار به مـيزان وطن پـرستي و ايمان عـميـقـي که شهـريار به آب و خاک ايران و آرزوي تـرقـي و تـعـالي آن دارد پـي بـرده مي شود. 

تـلخ ترين خاطره اي که از شهـريار دارم، مرگ مادرش است که در روز 31 تـيرماه 1331 اتـفاق افـتاد - هـمان روز در اداره به اين جانب مراجعـه کرد و با تاثـر فوق العـاده خـبر شوم را اطلاع داد - به اتـفاق به بـيمارستان هـزار تخـتخوابي مراجـعـه کرده و نعـش مادرش را تحـويل گـرفـته به قـم برده و به خاک سپـرديم.  حـالـتي که از آن مـرگ به شهـريار دست داده در منظومه اي واي مادرم نشان داده مي شود. تا آنجا که مي گويد:

مي آمديم و کـله من گيج و منگ بود

انگـار جـيوه در دل من آب مي کـنند

پـيـچـيده صحـنه هاي زمين و زمان به هـم

خاموش و خوفـناک هـمه مي گـريختـند

مي گـشت آسمان که بـکوبد به مغـز من

دنيا به پـيش چـشم گـنهـکار من سياه

يک ناله ضعـيف هـم از پـي دوان دوان

مي آمد و به گـوش من آهـسته  مي خليـد: 

تـنـهـا شـدي پـسـر! 

شيرين ترين خاطره براي شهـريار اين روزها دست مي دهـد و آن وقـتي است که با دخـتر سه ساله اش شهـرزاد مشغـول و سرگـرم ا ست. 

شهـريار در مقابل بچـه کوچک مخـصوصاً که زيـبا و خوش بـيان باشد، بي اندازه حساس است؛ خوشبختانه شهـرزادش اين روزها همان حالت را دارد که براي شهـريا 51 ساله نعـمت غـير مترقبه اي است، موقعي که شهـرزاد با لهـجـه آذربايجاني شعـر و تصـنيف فارسي مي خواند، شهـريار نمي تواند کـثـرت خوشحالي و شادي خود را مخفي بدارد.

شهـريار نامش سيد محـمـد حسين بهـجـت تـبـريـزي است. در اويل شاعـري (بهـجـت) تخـلص مي کرد و بعـداً دوباره با فال حافظ تخـلص خواست که دو بـيت زير شاهـد از ديوان حافظ آمد و خواجه تخـلص او را ( شهـريار ) تعـيـيـن کرد:

که چرخ سکه دولت به نام شهـرياران زد

روم به شهـر خود  و شهـريار خود باشم

و شاعـر ما بهـجت را به شهـريار تـبـديل کرد و به هـمان نام هـم معـروف شد - تاريخ تـولـدش 1285 خورشيدي و نام پـدرش حاجي ميرآقا خشگـنابي است که از سادات خشگـناب (قـريه نزديک قره چـمن) و از وکـلاي مبرز دادگـستـري تـبـريز و مردي فاضل و خوش محاوره و از خوش نويسان دوره خود و با ايمان و کريم الطبع بوده است و در سال 1313 مرحوم و در قـم مـدفون شد. 

شهـريار تحـصـيلات خود را در مدرسه متحده و فيوضات و متوسطه تـبـريز و دارالفـنون تهـران خوانده و تا کـلاس آخر مـدرسهً طب تحـصيل کرده است و در چـند مريض خانه هـم مدارج اکسترني و انترني را گـذرانده است ولي د رسال آخر به عـلل عـشقي و ناراحـتي خيال و پـيش آمدهاي ديگر از ادامه تحـصيل محروم شده است و با وجود مجاهـدتهـايي که بعـداً توسط دوستانش به منظور تعـقـيب و تکـميل اين يک سال تحصيل شد، معـهـذا شهـريار رغـبتي نشان نداد و ناچار شد که وارد خـدمت دولتي بـشود؛ چـنـد سالي در اداره ثـبت اسناد نيشابور و مشهـد خـدمت کرد و در سال 1315 به بانک کـشاورزي تهـران داخل شد و تا کـنون هـم در آن دستگـاه خدمت مي کند.

شهـرت شهـريار تـقـريـباً بي سابقه است، تمام کشورهاي فارسي زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجـمه يک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را مي سـتايـند. منظومه (حـيـدر بابا) نـه تـنـهـا تا کوره ده هاي آذربايجان، بلکه به ترکـيه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـيه و جـمهـوري آذربايجان چـنـدين بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نيست ترک زباني منظومه حـيـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود. 

شهـريار در تـبـريز با يکي از بـستگـانش ازدواج کرده، که ثـمره اين وصلت دخـتري سه ساله به نام شهـرزاد و دخـتري پـنج ماهـه بـه نام مريم است. 

شهـريار غـير از اين شرح حال ظاهـري که نوشته شد؛ شرح حال مرموز و اسرار آميزي هـم دارد که نويسنده بـيوگـرافي را در امر مشکـلي قـرار مي دهـد.  نگـارنـده در اين مورد ناچار بطور خلاصه و سربـسته نکـاتي از آن احوال را شرح دهـم تا اگـر صلاح و مقـدور شد بعـدها مفـصل بـيان شود:

شهـريار در سالهـاي 1307 تا 1309 در مجالس احضار ارواح که توسط مرحوم دکـتر ثـقـفي تـشکـيل مي شد شرکت مي کـرد. شرح آن مجالس سابـقـاً در جرايد و مجلات چاپ شده است؛ شهـريار در آن مجالس کـشفـيات زيادي کرده است و آن کـشـفـيات او را به سير و سلوکاتي مي کـشاند. در سال 1310 به خراسان مي رود و تا سال 1314 در آن صفحات بوده و دنـباله اين افـکار را داشتـه است و در سال 1314 که به تهـران مراجـعـت مي کـند، تا سال 1319 اين افـکار و اعمال را به شدت بـيـشـتـري تعـقـيت مـي کـند؛ تا اينکه در سال 1319 داخل جرگـه فـقـر و درويشي مي شود و سير و سلوک اين مرحـله را به سرعـت طي مي کـند و در اين طريق به قـدري پـيش مي رود که بـر حـسب دسـتور پـير مرشد قـرار مي شود که خـرقـه بگـيرد و جانشين پـير بـشود. تکـليف اين عـمل شهـريار را مـدتي در فـکـر و انديشه عـميـق قـرار مي دهـد و چـنـدين ماه در حال تـرديد و حـيرت سير مي کـند تا اينکه مـتوجه مي شود که پـيـر شدن و احـتمالاً زير و بال جـمع کـثـيري را به گـردن گـرفـتن براي شهـريار که مـنظورش معـرفـت الهـي است و کـشف حقايق است عـملي دشوار و خارج از درخواست و دلخواه اوست.  اينجاست که شهـريار با توسل به ذات احـديت و راز و نيازهاي شبانه و به کشفياتي عـلوي و معـنوي مي رسد و به طوري که خودش مي گـويد پـيش آمدي الهـي او را با روح يکي از اولياء مرتـبط مي کـند و آن مقام مقـدس کليهً مشکلاتي را که شهـريار در راه حقـيقـت و عـرفان داشته حل مي کند و موارد مبهـم و مجـهـول براي او کشف مي شود.  

باري شهـريار پس از درک اين فـيض عـظيم بکـلي تـغـيـير حالت مي دهـد. ديگـر از آن موقع به بعـد پـي بـردن به افـکار و حالات شهـريار براي خويشان و دوستان و آشـنايانش حـتي من مـشکـل شده بود؛ حرفهـايي مي زد که درک آنهـا به طور عـادي مـقـدور نـبود - اعـمال و رفـتار شهـريار هـم به مـوازات گـفـتارش غـير قـابل درک و عـجـيب شده بود. 

شهـريار در سالهاي اخير اقامت در تهـران خـيلي مـيل داشت که به شـيراز بـرود و در جـوار آرامگـاه استاد حافظ باشد و اين خواست خود را در اشعـار (اي شيراز و در بارگـاه سعـدي) منعـکس کرده است ولي بعـدهـا از اين فکر منصرف شد و چون در از اقامت در تهـران هـم خسته شده بود، مردد بود کجا برود؛ تا اينکه يک روز به من گـفت که: " مـمکن است سفري از خالق به خلق داشته باشم " و اين هـم از حرفهـايي بود که از او شـنـيـدم و عـقـلم قـد نـمي داد - تا اين که يک روز بي خـبر از هـمه کـس، حـتي از خانواده اش از تهـران حرکت کرد وخبر او را از تـبريز گـرفـتم. 

بالاخره سيد محـمد حسين شهـريار در 27 شهـريـور 1367 خورشيـدي در بـيـمارستان مهـر تهـران بدرود حيات گـفت و بـنا به وصيـتـش در زادگـاه خود در مقـبرةالشعـرا سرخاب تـبـريـز با شرکت قاطبه مـلت و احـترام کم نظير به خاک سپـرده شد. چه نيک فرمود:   

براي ما شعـرا نـيـست مـردني در کـار               کـه شعـرا را ابـديـت نوشـته اند شعـار


|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 9:5
 

روز 26 شهريور ماه كه نام «اكرام» را با خود به يدك مي‌كشد، تكراري براي يادآوري اين حس معنوي است و اگر چنين روزهايي مدام تكرار شوند، مي‌توان چهره آرامش دنيا را احساس كرد.

«اكرام» به عنوان مقوله‌اي كه در دين اسلام و در ميان آيه‌هاي قرآن كريم به آن اشاره‌هايي چند باره شده است، «نيكوكار را كسي معرفي مي‌كند كه دارايي خود را در راه دوستي خدا به خويشان، يتيمان، فقيران، در راه‌ماندگان و گدايان ببخشد و زكات مال به مستحق دهد». (آيه 77 سوره بقره)

كفالت و اكرام ايتام و افراد بي‌سرپرست، همواره مورد تاكيد و توجه خداوند متعال و ائمه معصومين بوده است. در قرآن كريم، اين كلام گوياي خداوند، آمده است كه «اكرام يتيم» موجب دوستي خداوند، آسايش در دنيا و آخرت، بازدارنده از كبر و غرور، دوري از محنت‌هاي مالي و غيره مي‌شود. بر اين اساس خدمت به ايتام عهدي است كه با خداوند بسته مي‌شود.

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 و ساعت 9:2
جشن میلاد امام امام حسن مجتبی در مسجد انصارالحجه شمیل  

به مناسبت فرارسیدن سالروز میلاد امام حسن مجتبی کریم اهل بیت . کانون فرهنگی هنری نورالائمه شمیل مراسم جشن میلاد آن امام بزرگوار را شب گذشته در مسجد انصار الحجه شمیل برگزار نمود .در این مراسم مداحان اهل بیت به مولودی خوانی پرداختند .و حجت الاسلام ستاری از زندگی و سیره آن امام همام سخنانی ایراد فرمودند . در این مراسم که جمع کثیری از عاشقان اهل بیت حضور داشتند با شربت و شیرینی وآش و شله زرد از آنان پذیرایی شد .

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 و ساعت 8:50
شعر رمضان  

sanjabi.persianblog.ir

رمضان آمد و آهسته صدا كرد مرا
مستعد سفر شهر خدا كرد مرا

از گلستان كرم طرفه نسيمي بوزيد
كه سراپاي پر از عطر و صفا كرد مرا

نازم آن دوست كه با لطف سليماني خويش
پله از سلسله ديو دعا كرد مرا

فيض روح‌القدسم كرد رها از ظلمات
همرهي تا به لب آب بقا كرد مرا

من نبودم بجز از جاهل گم كرده رهي
لايق مكتب فخر النجبا كرد مرا

در شگفتم ز كرامات و خطاپوشي او
من خطا كردم و او مهر و وفا كرد مرا

دست از دامن اين پيك مبارك نكشم
كه به مهماني آن دوست ندا كرد مرا

زين دعاهاست كه با اين همه بي‌برگي و ضعف
در گلستان ادب نغمه سرا كرد مرا

هر سر مويم اگر شكر كند تا به ابد
كم بود زين همه فيضي كه عطا كرد مرا

فتح الله اسلامي نيا

 

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 و ساعت 17:52
برگزاری مراسم روزانه قرآن  

بچه های کانون نورالائمه شمیل با برگزاری مراسم معنوی تلاوت قران و دعای افتتاح در هرشب دل و جان خود را نورانی می کنند .

خواهران این کانون نیز با برگزاری مراسم تلاوت روزانه قرآن و شرکت در کلاس های احکام و تفسیر قرآن بهره و استفاده کافی را از این ماه پر برکت میبرند .

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 و ساعت 9:48
حدیث 
بسم الله الرحمن الرحيم قال اميرالمومنين علي عليه السلام : «كم من صائم ليـس له من صيامه إلا الجوع و الظماء؛ چه بسيارند روزه دارانى كه از روزه فقط گرسنگى و تشنگى نصيبشان مى شود و هيچ سودى از آن نمى برند» (نهج البلاغه حكمت 137)

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت 8:58
عکس به مناسبت ماه رمضان 

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 و ساعت 8:51
جمعه خونین 
.

شهريور امسال بيست‌وهشتمين سالگرد شهداي جمعه خونين 17 شهريور 1357 است. در آن زمان فضا، فضاي مسلسل، گلوله،گاز اشك‌آور، خون و آتش بود. شعارها در زمان حادثه اين بود:

نهضت ما حسيني است، رهبر ما خميني است

حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح‌الله

برادر ارتشي، چرا برادر كشي؟

مردم به خيابان ريخته بودند تا اعتراض كنند، اما نه با آشوب و بلوا، بلكه آرام و متين. مردان و جوانان پيشاپيش و زنان در حصار آنان. گروهي فرصت‌طلب از احزاب متشكل چپ هم آمده بودند كه قصدشان ويرانگري با شعارهاي ضدملي بود. اما شهداي 17 شهريور پيش از شهادت از خداوند تنها فيض شهادت را آرزو مي‌كردند. شعارشان مسالمت‌آميز بود: ما بت‌شكنيم، شيشه‌شكن نيستيم.

حتي دستان خود را مقابل سينماها و بانك‌ها حلقه مي‌زدند و از كساني كه در ميانشان بلوا راه مي‌انداختند دوري جسته و آنها را از خود دور مي‌كردند.

روز قبل از آن، مردها در خيابان سنگ جمع مي‌كردند، اما نه براي پرتاب به نظاميان يا اماكن شهري بلكه براي اقامه نماز جماعت؛ چرا كه آنجا شهري وجود نداشت. پيرمردي مسيحي را ديدند كه براي مردم مسلمان تعدادي روزنامه آورد تا روي آنها نماز بخوانند. همه‌چيز بوي صلح و دوستي مي‌داد و هيچ‌كس انتظار خشونت را نداشت. اما از ساعت 6 بامداد جمعه كه بدون اطلاع قبلي نخست‌وزير وقت شريف امامي، راديو در 11 شهر حكومت نظامي اعلام كرد مردم تهران ديگر نمي‌توانستند دست از نهضت خود بردارند. به ميدان ژاله رفتند و همان ساعت به سربازان دستور تيراندازي به سوي مردم صادر شد. خيلي از مردم حتي از حكومت نظامي اطلاعي نداشتند. ساعاتي بعد در ميدان ژاله رگبار مسلسل‌ها قطع نمي‌شد و موتورسوارها اجساد شهدا را فريادزنان به سوي بيمارستان‌ها مي‌بردند و شيون مي‌كردند. يك هليكوپتر هم در آسمان چرخ مي‌زد اما نه براي فيلمبرداري كه براي به گلوله مسلسل بستن مردم.

بيمارستان‌ها مملو از مجروحين و شهدا شده است و ساعاتي بعد از وقوع حادثه چيزي جز بوي دور و گاز اشك‌آور به مشام ساكنان شهر نمي‌رسد. در ميان شهيدان جنازه‌هاي سربازان باايماني هم بود كه به جاي مردم فرماندهان خود را هدف قرار داده بودند. به چشم هركس آن‌صحنه شگفت‌انگيز تاريخي را ديده بود، با آنچه قبلاً از قيام عاشورا و حادثه كربلاي حسيني شنيده بود تفاوتي نداشت.

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 9:20
برنامه ها ی کانون در ماه مبارک 

کانون فرهنگی هنری نورالائمه شمیل برنامه تلاوت هرشب با یک جزء از قرآن کریم را در مسجد انصارالحجه (عج) شمیل برگزار مینماید .که با استقلال پر شور جوانان و نوجوانان این مسجد همراه بوده .این جلسات هرشب وتا پایان ماه مبارک رمضان ادامه دارد . 

همچنین کلاس احکام نیز ویژه خواهران وبرادران در این کانون توسط روحانی اعزامی ازقم برگزار میگردد.

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 و ساعت 10:1
آداب رمضان  

شهر رمضان الذی انزلت فیه القرآن

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏كند.

كارهايى كه در شب هاى ماه رمضان بايد به جا آورد:
اول: افطار كه مستحب است بعد از نماز صورت گيرد.
دوم: با چيز پاكيزه و حلال و به دور از شبهات افطار نمايد. و بهتر آن است كه با خرماى حلال افطار كند تا ثواب نمازش چهارصد برابر گردد.
سوم: هنگام افطار دعاهاى وارده در اين باره را بخواند از جمله آن كه بگويد:
اللهم لك صمت و على رزقك افطرت و عليك توكلت(خدايا براى تو روزه گرفتم و با روزى تو افطار مى كنم و بر تو توكل دارم. تا خدا ثواب هر كسى را كه در اين روز روزه داشته است، به او عطا كند، و اگر دعاى اللهم رب النور العظيم را كه سيد و كفعمى روايت كرده اند بخواند، فضيلت بسيار يابد.
چهارم: هنگام لقمه اول بگويد :
بسم الله الرحمن الرحيم; يا واسع المغفرة اغفر لى به نام خداوند بخشاينده مهربان; اى كه آمرزش باو گسترده است، بيامرز مرا. تا خدا او را بيامرزد. در خبر است كه در آخر هر روز از روزهاى ماه رمضان، خدا هزار هزار كس را از آتش جهنم آزاد مى كند; پس از حق تعالى بخواه كه تو را يكى از آن ها قرار دهد.
پنجم: در وقت افطار سوره قدر بخواند.
ششم: در وقت افطار صدقه بدهد و سپس روزه داران را افطار دهد; اگر چه به چند دانه خرما يا شربتى آب باشد

هفتم: در هر شب خواندن هزار مرتبه انا انزلناه آمده است.
هشتم: اگر ممكن باشد در هر شب صد مرتبه حم دخان را بخواند.
نهم: در هر شب از ماه رمضان دعاى افتتاح بخواند.
دهم: در خبر آمده كه هر كس در هر شب از ماه رمضان سوره انا فتحنا را در نماز مستحبى بخواند آن سال حفاظت مى گردد و از اعمالى كه مستحب است در شب هاى ماه رمضان به جا آورده شود، خواندن هزار ركعت نماز در سرتاسر اين ماه است.
                                                                                  

                                                                                                       التماس دعا

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 و ساعت 10:11
عکس به مناسبت ماه مبارک رمضان 

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در جمعه هشتم شهریور 1387 و ساعت 9:13
ماه رمضان ماه میهمانی خدا  
ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از
اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است. 

به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره می‌شود:
وفات
حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت
امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر در سال دوم هجرت.
فتح مکه در سال هشتم هجرت.
مراسم
عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمان، و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر و امام علی علیه السلام.
بیعت مردم به ولایت‌عهدی
امام رضا علیه السلام در سال 201 قمری.

منابع :
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 21
و اینک رمضان در راه است وخود را باید آماده میهمانی خدا کرد . کانون فرهنگی نورالائمه شمیل نیز خود را برای میهمانی خدا آماده میکند .

قصد داریم به امید خداوند متعال در این ماه مبارک قرآن را سر لوحه زندگی خود قرار دهیم . وبا ختم قرآن در این ماه . از فضیلت بی شمار آن بهره مند شویم .

می خواهیم احکام اسلامی را به نوجوانانی که تازه پا در این مهمانی باشکوه میگذارند بیاموزیم .

می خواهیم در رمضان فضایی ایجاد کنیم که همیشه در ذهن ها بماند .

امید است خداوند ما را یاری کند .

 

 


 

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 و ساعت 17:5
نقاشی در طبیعت 

تویه یه روز از روزای گرم اوقات فراغت بچه هارو بردم تویه طبیعت شمیل اونم با بومای نقاشیشون

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در چهارشنبه ششم شهریور 1387 و ساعت 17:17
دستاورد های کانون در طرح اوقات فراغت 

این کوزه های نقاشی شده ای که در تصویر مشاهده میکنید .کاری از هنرجویان کانون فرهنگی هنری نورالائمه شمیل در طرح اوقات فراغته .که واقعا امسال سنگ تموم گذاشتن . راستی بچه های ما تویه نمایشگاه صنایع دستی که در مشهد برگزار شد هم شرکت کردند .

اینم یه عکس دیگه از تابلو بچه هامون . که نام مبارک حضرت فاطمه نوشته شده . البته این طرح از خودم بوده و با کمک احسان تنی پور کاملش کردیم.

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در چهارشنبه ششم شهریور 1387 و ساعت 17:8
رازو نیاز با خدا 

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 17:32
عکس شمیل  

این عکسو چند هفته پیش گرفتم . دوربین دستم بودو برای تفریح روی کوه میرفتم که چند تا از بچه ها رو دیدم که موقع غروب .اون هم چه غروبی مشغول یه بازی محلی به اسم دارکلک هستند . منم از فرصت استفاده کردمو یه عکس زیبا هم از غروب هم از پسره و هم از بازی گرفتم . بازم از این عکسا براتون دارم .

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 17:21
 

 

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در جمعه یکم شهریور 1387 و ساعت 12:12
هفته جهانی مسجد 

مسجد شیخ لطف الله؛ اصفهان؛ عکس از آنوبانینی

به مناسبت گرامی داشت هفته مسجد . مراسم با شکوهی از طرف دبیرخانه کانون های مساجد استان هرمزگان در مسجد مهدی موعود کوی ازادگان .با حضور تمامی مدیر مسولان - رابطین-کتابداران ومعاونین آموزشی کانون های مساجد برگزار شد .

در این مراسم حجت الاسلام موسوی وظیفه مهم کانون ها را اقا مه دین خدا بر شمردند و اظهار داشتند

جوانان میتوانند با رفتار وکردارشان به این مهم دست پیدا کند .

در ادامه این مراسم از مدیران نمونه- کتابداران ورابطین قدر دانی وجوایزی به آنان اهدا گردید.

همچنین در حاشیه این مراسم نمایشگاهی از دستاورد های کانون های فرهنگی مساجد برگزار شد.

|+|
نوشته شده توسط داوود تني پور در جمعه یکم شهریور 1387 و ساعت 10:40